![]() |
![]() |
|
|
جایی برا رفتن ندارم غیر رفتن تو خودم
یه صفر بودم که با گذشته جمع شدم درد بودم...همه...من درد بودم و عذاب* به درد نخور مثل یه هدفن چینی خراب تشنج گوشیمو با سکوتم عوض کردم حالا دارم توی رویا پی _ واقعیت میگردم شاعر شدم...شاعر شدم شاید که آرامش... اما همیشه تا هنوووز این حس _ جا...کش هر واژه این شعرها هر روز تو دهنم مشت تر شد هر نقطه این واژه ها هر شب یه زخم درشت تر شد دیدی چه بلایی به سرم... های حس خط خطی من دیدی تموم نشدی بازم هااای شعر لعنتی من
اینجا به وقت صفر من خوابم *من درد بوده ام همه من درد بوده ام(احمد شاملو)
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت توسط پارسادهقان |
|
|
سلام دوستان .بخاطر غیبتم تو این مدت عذر میخوام (خب اینو نگم چی بگم... بی خیال)
یک ترانه برای تو که از دور بودی و از نزدیک نه... اصرار میکردم تو رو این چشم ها هنوز باور نکرده زیر یه پتوی زبر لوچ شدم دوشکو بغل میگیرم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت توسط پارسادهقان |
|
|
خیلی سیاه بود آخه چراااااا؟؟؟؟؟؟؟
این معمولا اولین جمله ایی که راجب کارهام گفته میشه ...با خودم نشستم فکر کردم که واقعا چرا به جوابهایی رسیدم: یه دانشجو توی سرزمینی که باهات بیگانگی داره سازت رو میشکنند به شعرات میگن روح شیطان تحقیرت میکنند شب وروز واسه یه کنسرت دانشگاهی تو یه اتاق سه چار متری تمرین کنی آخرش هم بگن چون یکی از نوازنده ها خانومه کنسلش کنید محرم و صفر اگه صدای سازت به گوش برسه فردا حراستی...یعنی خفه شو آشغال ...میدونم هیچ شخصیت اجتماعی پیدا نمیکنم میدونم هرجای این دنیای لعنتی وایسم بازم به گوشم میرسه که ز.م اعدام نشده تو زندان اوین از عفونت رحم جون داده. بابک یه دوسته که وقتی فقط هفت سالش بود هوس بستنی میکنه دست میکنه تو جیب داداشش و یه سرنگ خونی تو دستش میره بابک ۲۱ ساله امروز مبتلا به ایدزه و... و اما تو... تزریق خون تلخ تنهایی تو رگم از خواب میپرم...گریه...دوباره میخوابم {دریا تو چشمای تو بود...که روم بستی اما تو رفتی... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم دی 1390ساعت توسط پارسادهقان |
|
|
تهمت دزدی به یک کلفت که مادرت باشه
گفتن شعری که جیغ ترش خواهرت باشه مثل یک زخم که هر شب کنده میشه ...کنده میشه...کنده میشه... مثل گریه که تنها راه یک بازنده میشه ( یه جفت گوشواره ی خونی تو جیب کهنه بابا ) ...آجی؟ دستم... -چیه؟ سرنگ خونی دادا... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت توسط پارسادهقان |
|
|
یادمه وقتی بچه بودم یه دیوونه سر کوچمون بود. دنیاش اصلن برام قابل درک نبود آیا اون فقط بدنیا امده که پدر مادرش رو زجر بده و بشینه سر کوچه ادما رو با وحشت دید بزنه
این شعر رو تقدیم میکنم به تو مجتبی جان تویی که اصلا نمیدونی وبلاگ چیه شعر چیه خوندن و نوشتن چیه حتی نمیدونی من کی ام ... مثل قلب پیر خورشید دل تو روشن و تشنه ست میدونم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم مرداد 1390ساعت توسط پارسادهقان |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت توسط پارسادهقان |
|
|
سلام با چند کار کوتاه سال نو رو به همه دوستان پیدا شده و پیدا نشده تبریک میگم...
درد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم فروردین 1390ساعت توسط پارسادهقان |
|
|
خیرگی پریده چشم به سقف خسته از نگاه
پتوی زبر بی کسی به روی جسمی از گناه * بغل گرفتن از تو با کشاله های بی رگم بدون تو نفس زدن زندگی مثل سگم * مچاله بین خواب و اشک تو مشت سرد خاطره عطش عطش بوسه مرگ برای درد خاطره * حالم خرابه از اتاق و از هوای بی توام از اینکه مثل زندگی برده نابودی شدم از اینکه شکل آخرین حلقه سیگارم شدی از اینکه تلخی /مثل خون/داخل افکارم شدی حالم خرابه از خودم به خواب میزنم تورو زخم تو تازه تر شده با عشق میکنم تورو حالم خرابه... حالم خرابه... * خسته شدی... از گریه ها/از جمله های زخمی ام؟ از این مدام لختگی / خون دل صمیمی ام خسته شدی...!؟ * چشمای دریایی این عذاب بی حساب رو دو پلک پاره پاره بست/تابوت رختخواب رو |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اسفند 1389ساعت توسط پارسادهقان |
|
|
میدونی وحشتناک ترین چیز تو دنیا چیه؟
اینکه از یه کابوس وحشتاک بپری ببینی زندگیت از اون کابوس هم بدتره (برگمن) ـ میدونی دایناسورها چرا نسلشون منقرض شد؟ ـ... ـ بخاطر اینکه گیاهخوار بودند ـ حالا زمین شده سرزمین گوشتخوارها ـ سرزمین قاتل ها. (ناگهان.تابستان گذشته) -میدونی من چرا زنده م؟ -چرا؟ -واسه اینکه کسی از مردنم ناراحت نمیشه من تو سرزمین مرده ها تنها ترم (تهوع/سارتر) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت توسط پارسادهقان |
|
|
زنی برهنه در اتاقم میرقصد
من اما چشم هایم را در اشکهای مادرم جا گذاشته ام. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت توسط پارسادهقان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
مهدی موسوی گفتگوی هارمونیک گیتار برای همه موسیقی ایرانیان صدای سوخته خون شرقی همسایه صبح رنگ یلدا آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1390 دی 1390 مهر 1390 مرداد 1390 خرداد 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 |
|
RSS
|